علمی

معامله‌ی انتقامی؛ آن سی دقیقه‌ای که حساب‌ها را می‌سوزاند

بعد از یک زیان، چقدر طول می‌کشد تا معامله‌ی بعدی را باز کنی؟ ستون زمان استیتمنت جواب این را دارد و انکارش سخت است.

۶ دقیقه مطالعه ۹ بازدید
معامله‌ی انتقامی؛ آن سی دقیقه‌ای که حساب‌ها را می‌سوزاند
فهرست مطالب

بیشتر معامله‌گران منکر معامله‌ی انتقامی می‌شوند. و تقریباً همه‌شان صادق‌اند، چون واقعاً یادشان نمی‌آید.

ولی استیتمنت جای خوبی برای فراموشی نیست. ستون زمان، لحظه‌ی بسته شدن هر معامله و لحظه‌ی باز شدن معامله‌ی بعدی را دارد. یا آن خوشه‌ی زمانی هست یا نیست.

تعریف دقیق، نه توصیف مبهم

«معامله‌ی انتقامی» معمولاً این‌طور توضیح داده می‌شود: «وقتی از روی عصبانیت معامله می‌کنی». این تعریف بی‌فایده است، چون قابل اندازه‌گیری نیست و هیچ‌کس خودش را در آن نمی‌بیند.

تعریف قابل سنجش این است:

ورود دوباره تا سی دقیقه پس از بستن یک معامله‌ی زیان‌ده.

چرا سی دقیقه؟ چون بازه‌ای است که در آن، تصمیم به ورود عملاً نمی‌تواند از تحلیل تازه آمده باشد. ستاپ جدیدی در سی دقیقه ساخته نمی‌شود؛ چیزی که در آن بازه تغییر کرده، حال تو است نه بازار.

و یک بار اتفاق افتادنش هیچ معنایی ندارد. الگو وقتی الگوست که دست‌کم سه بار تکرار شده باشد و مجموع نتیجه‌شان منفی باشد. بدون این دو شرط، فقط داری به خودت تهمت می‌زنی.

چرا دقیقاً بعد از زیان

سه چیز هم‌زمان اتفاق می‌افتد و هر سه در جهت یک تصمیم فشار می‌آورند.

زیان بسته‌شده، «قطعی» شده است

تا لحظه‌ای که معامله باز بود، ذهن آن را یک زیان بالقوه می‌دید. بستنش آن را قطعی کرد. حالا یک عدد منفی وجود دارد که تا پیش از این وجود نداشت، و ذهن دنبال راهی می‌گردد که آن را برگرداند.

نقطه‌ی مرجع عوض شده است

قبل از آن معامله، هدفت سود روزانه بود. بعد از آن، هدفت سر به سر شدن است. این یک تغییر کوچک به نظر می‌رسد ولی نیست: سر به سر شدن یک هدف فوری با ضرب‌الاجل ذهنی است، و اهداف فوری ریسک‌پذیری را بالا می‌برند.

بازار هنوز همان‌جاست

برخلاف قمار، بازار بلافاصله یک فرصت دیگر جلویت می‌گذارد. هیچ وقفه‌ی اجباری‌ای وجود ندارد. تنها چیزی که بین تو و معامله‌ی بعدی ایستاده، تصمیم خودت است، و آن تصمیم دقیقاً در بدترین لحظه‌ی ممکن گرفته می‌شود.

دو نشانه‌ای که آن را قطعی می‌کنند

فاصله‌ی زمانی کوتاه به‌تنهایی ممکن است اسکالپ باشد. این دو نشانه هستند که تفاوت را می‌سازند:

۱. حجم بزرگ‌تر. اگر معامله‌ی بعدی حجمش از معامله‌ی زیان‌ده بیشتر است، دیگر بحث ستاپ نیست. کسی که ستاپ می‌بیند، حجمش را از قانون مدیریت ریسکش می‌گیرد، نه از اندازه‌ی زیان قبلی.


مقایسه‌ی حجم معامله‌های عادی با حجم معامله‌های بعد از زیان


۲. مدت نگهداری کوتاه‌تر. معامله‌های انتقامی معمولاً سریع‌تر بسته می‌شوند، چون هدفشان تحلیل نیست؛ برگرداندن عدد است.

وقتی هر سه با هم باشند، تقریباً هیچ تفسیر دیگری باقی نمی‌ماند.

نشانه‌ی حجم آن‌قدر مهم است که مقاله‌ی جدایی می‌خواهد: بزرگ‌شدن حجم بعد از زیان.

چطور در استیتمنت پیدایش کنی

با اکسل و حدود بیست دقیقه:

  1. معامله‌ها را بر اساس زمان بسته شدن مرتب کن.
  2. برای هر معامله‌ی زیان‌ده، فاصله‌ی زمان بسته شدنش تا زمان باز شدن معامله‌ی بعدی را حساب کن.
  3. هر جا این فاصله زیر سی دقیقه بود، علامت بزن.
  4. سود خالص این معامله‌های علامت‌خورده را جداگانه جمع بزن.
  5. حجمشان را با حجم معامله‌ی زیان‌ده قبلی‌شان مقایسه کن.

عددی که در قدم چهارم می‌بینی معمولاً تکان‌دهنده است. در بسیاری از حساب‌ها، همین زیرمجموعه‌ی کوچک از معامله‌ها بخش بزرگی از کل زیان دوره را می‌سازد.

روش کلی خواندن این اعداد در مقاله‌ی خواندن رفتار از روی استیتمنت آمده است.

یک مثال عددی

حسابی با سرمایه‌ی ۱۰٬۰۰۰ دلار، در یک دوره‌ی سه‌ماهه و ۱۸۰ معامله:


مبلغ
سود ناخالص
۲٬۴۰۰ دلار
زیان ناخالص
۲٬۱۰۰ دلار
خالص دوره
۳۰۰+ دلار

دوره‌ی سودده، هرچند به‌سختی. حالا همان معامله‌هایی را جدا کن که تا سی دقیقه پس از یک زیان باز شده‌اند. فرض کن ۱۴ تا باشند، یعنی حدود هشت درصد کل معامله‌ها.

مجموع سود خالص همین ۱۴ معامله: منفی ۹۶۰ دلار.

یعنی هشت درصد معامله‌ها، بیش از سه برابر کل سود خالص دوره را خورده‌اند. بدون آن‌ها، همین حساب به‌جای ۳۰۰ دلار، ۱٬۲۶۰ دلار سود داشت.

این عدد چیزی است که معمولاً آدم را تکان می‌دهد، و دلیلش هم روشن است: در بقیه‌ی معامله‌ها استراتژی داشت کار می‌کرد. مشکل در سیستم نبود.

چهار قانونی که جلویش را می‌گیرند

۱. کول‌داون اجباری

بعد از هر معامله‌ی زیان‌ده، یک بازه‌ی مشخص هیچ معامله‌ای باز نکن. سی دقیقه حداقل معقولی است؛ اگر زیان بزرگ بود، تا پایان همان روز.


خط زمانی با بازه‌ی قفل‌شده‌ی کول‌داون بعد از یک معامله‌ی زیان‌ده


این ساده‌ترین قانون این فهرست است و بیشترین اثر را دارد، چون مستقیماً همان پنجره‌ای را می‌بندد که تمام آسیب در آن اتفاق می‌افتد.

و برخلاف بقیه‌ی قانون‌ها، به قضاوت در لحظه نیاز ندارد. «آیا این ستاپ معتبر است؟» سؤالی است که ذهنِ تحریک‌شده همیشه جوابش را بله می‌دهد. «آیا سی دقیقه گذشته؟» سؤالی است که ساعت جوابش را می‌دهد، نه تو.

هر قانونی که اجرایش به داوری خودت در لحظه‌ی فشار وابسته باشد، دقیقاً همان‌جا شکسته می‌شود که ساخته شده. قانون خوب، قانونی است که یک ساعت بتواند اجرایش کند.

۲. سقف زیان روزانه‌ی شخصی

عددی برای خودت تعیین کن که وقتی به آن رسیدی، پلتفرم را می‌بندی. دو درصد سرمایه، یا دو معامله‌ی بازنده‌ی پشت سر هم.

نکته این است که این عدد باید قبل از شروع روز تعیین شده باشد. سقفی که وسط روز تعیین می‌شود، سقف نیست؛ توجیه است.

۳. فاصله‌ی فیزیکی

وقتی سقف خورد، از پشت میز بلند شو. نه «پلتفرم را می‌بندم ولی چارت را نگاه می‌کنم». نگاه کردن به چارت، همان حالت را زنده نگه می‌دارد.

۴. دلیل ورود را قبل از ورود بنویس

یک خط کافی است: کدام ستاپ، کدام تایم‌فریم، حد ضرر کجاست.

این قانون یک فایده‌ی پنهان دارد که فایده‌ی اصلی‌اش است: معامله‌ی انتقامی معمولاً از این آزمون رد نمی‌شود. وقتی مجبور باشی دلیل بنویسی، در بیشتر موارد چیزی برای نوشتن پیدا نمی‌کنی و همان جلوی ورود را می‌گیرد.

وقتی ورود سریع، انتقام نیست

این تمایز لازم است، وگرنه به این نتیجه می‌رسی که «بعد از هر زیان باید ساعت‌ها صبر کرد»، که برای خیلی از سبک‌ها بی‌معناست.

اگر اسکالپر هستی و در هر ساعت چند معامله می‌گیری، فاصله‌ی کوتاه بین معامله‌ها حالت طبیعی کار توست، نه نشانه‌ی چیزی.

آزمونی که تفاوت را روشن می‌کند:

آیا این ستاپ قبل از آن زیان هم در فهرستت بود؟

اگر داشتی منتظر همین ورود می‌ماندی و زیان قبلی صرفاً اتفاقی وسطش افتاد، این یک معامله‌ی عادی است. اگر ستاپ بعد از زیان پیدا شد، چیز دیگری است.

و نشانه‌ی حجم همیشه کار می‌کند: اسکالپر حجمش را ثابت نگه می‌دارد. معامله‌گر انتقام‌جو، نه.

قدم عملی

  1. استیتمنت سه ماه اخیر را بگیر.
  2. فاصله‌ی زمانی بعد از هر زیان را حساب کن و زیر سی دقیقه‌ها را جدا کن.
  3. سود خالص همان گروه را جمع بزن. این عدد، هزینه‌ی این عادت است.
  4. ببین چند تایشان حجم بزرگ‌تری از معامله‌ی زیان‌ده قبلی داشته‌اند.
  5. برای دو هفته فقط قانون کول‌داون را اجرا کن، بعد دوباره اندازه بگیر.

چهار مورد اول را ابزار تحلیل استیتمنت الگوبید خودکار انجام می‌دهد و همان پنجره‌ی سی دقیقه‌ای را می‌شمارد. یک نکته‌ی مهم: این پرچم فقط وقتی روشن می‌شود که دست‌کم سه مورد پیدا شود و مجموعشان زیان‌ده باشد. پرچمی که روی دو معامله روشن شود نویز است، و نویزی که با لحن مطمئن تفسیر شود بدتر از نگفتن است.

اگر در چالش پراپ فرم رد شده‌ای، این الگو یکی از سریع‌ترین راه‌های رسیدن به سقف زیان روزانه است؛ شش دلیل رد شدن در چالش را جداگانه نوشته‌ام.

الگوی نزدیک دیگری هم در همین بازه خودش را نشان می‌دهد: زود بستن سود و نگه داشتن زیان.

نمونه‌کارهای مرتبط